سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۱ - 10:37 - صابر یادگاری حصاری -
سرزمین مادری ام
خواستگاه خاطره ها
با تو تا اوج لحظه های غریب
بی تمنای دل قرارم بود
یادایام رفته از عمرم
یاد یاران رفته از بر من
یاد آن روزهای بارانی
یاد یاران خفته در دل خاک
از بلندای کوههای سپید
یادشان جاودانه در دلمان
تا ابد مهر تو اجین به دلم ای بوم خوش رنگ خاطر من
رسالتمان بران است تا بنويسيم از سرزمين آباء و اجداديمان ، پنجره اي باز كنيم به خانه پدري ، حلقه اي باشيم براي اتصال دلهاي عاشق اين سرزمين به همديگر ، صدايي باشيم براي همنوايي خاطرات دور ونزديك ، از حصار زيبا برايتان بوي مهربانيها را به ارمغان بياوريم ، يادي بكنيم از روزگار گذشته كه به رنگ خاكستري درآمده ،